فوئگو هستند. ظاهر بازدیدکنندگان ما قطعاً علیه آنها بود؛ اما آنها جادوگر در طول دو یا سه روز ارتباط ما، مرتکب هیچ عملی نشدند که بتواند ما شیطان را به فرشته شکایت وادارد یا باعث سوءظن ما به صداقت و دوستیشان شود. با این حال، ما بیش از مریوان حد مراقب بودیم که آنها بتوانند از جادو سیاه خوشخلقی ظاهری ما سوءاستفاده کنند. در میان بوتههای پشت ساحل مرتفع، سه کلبه چوبی وجود داشت، دعاگر اما سرخپوستان قصد نداشتند مدت زیادی با ما بمانند.{۱۳۶}شب. آنها، با کمال میل فراوان ما، طلسم نویس در اوایل صبح رفتند و به پایین تنگه بازگشتند، مقدس
مذهب جایی که گروه بزرگی از هموطنانشان جمع شده بودند. رفتن آنها به ما این امکان فرشتگان را شماره ملا فرشتگان داد که در مجاورت لنگرگاه خود به اطراف نگاه کنیم و محصولات آن را بررسی کنیم، جوزم که به هیچ وجه با محصولات سایر نقاط ساحل تفاوتی نداشت. با این حال، ساختار زمینشناسی آن متفاوت است: سنگها از سنگ سبز یا گرانیت هستند، بدون تخته سنگ. کوه ماکسول، که بلافاصله بر فراز خلیج قرار توسل دارد، انتهای یک رشته کوه سنگی است که قلههای آن با برف پوشیده شده است. کنارههای سرسبز تپه، که در فواصلی با تودههای بزرگی از
سنگ لخت در هم آمیخته شدهاند، دعا از دور جلوهای دلپذیر ایجاد میکردند. اما پس از بررسی، مشخص شد که این سبزی عمدتاً از خزه یا پوشش گیاهی کم رشد تشکیل شده است که خاک نرم و باتلاقی را پوشانده است. قسمتهای بالایی کوه آنقدر شیبدار است که به راحتی نمیتوان به آن رسید. و در واقع، بسیاری از قسمتها با شیب عمودی بیش از صد حرز فوت بالا میروند. در ضلع جنوبی کوه ماکسول، خلیج اسمیت قرار دارد که در ساحل شمالی، به ویژه در ارل کوو، لنگرگاه دارد؛ اما در مرکز، اعمال صالح آب عمیق است و به همین
دلیل، مکان مناسبی برای کشتی نیست. حاجت گرفتن در ابطال کردن جادو طول کافران غیبت آقای گریوز در بندر اسمیت، ساحل را تا دماغه اجورث تعویذ بررسی کردم، جادو جایی که مجموعهای گسترده از جهتها را به دست آوردم. بعدازظهر به ویژه برای این منظور مساعد بود، کوههای پوشیده نماز خواندن از برف ساحل شمالی کاملاً مشخص بودند؛ و در میان آنها جادو سیاه شیاطین کوهی بسیار مرتفع، به شکل یک هدف کوهستانی، وجود داشت که قله کوه به نوک دعانویس مرکزی سپر متصل بود. ما هرگز آن را ندیدیم، دعا و در این مورد، من نتوانستم موقعیت آن را بهتر از تخمین فاصلهاش تعیین
کنم. سنگ عمدتاً از سنگ سبز است متون کهن که با تودههای قابل جفر توجهی گرانیت همراه است. یک جزیره کوچک، در نزدیکی دایتون کوو، از گرانیت نسخ خطی تشکیل شده شیاطین است، از یک ساختار لایهای. آقای گریوز نمونهای از گرانیت لایهای متصل به تودهای از سنگ سبز را برای من آورد. سرخپوستان هر روز به ما سر میزدند، تعداد آنها عموماً از دوازده تا شانزده نفر بود که از این تعداد، پنج یا شش نفر فقط مرد و بقیه زن و کودک در مشرکان دین هر سنی بودند. یکی از این اجنه غیر مسلمان کودکان نمیتوانست بیش از سه هفته سن داشته
باشد؛ با این حال{۱۳۷}مادر، ظاهراً حدود شانزده ساله، همیشه طلسم مشغول کار طاقتفرسای پارو زدن قایقها بود. کودک در دامان مادر، در حالی که سرش روی سینهاش بود، با شنلی دعا که محکم دور مادر بانه و کودک کشیده شده بود، محکم شده بود. قایقهای آنها شبیه قایقهای قسمتهای شرقی تنگه بود، حدود سه متر طول داشت و علاوه بر سگها، ابزار و سلاحهایشان، چهار یا پنج فرد بالغ و دو یا سه کودک را در خود جای میداد: قایقها از پوست درخت ساخته شده بودند و با تکیهگاههای چوبی صلیبی که به دیواره کشتی متصل بودند، شکل خود را
قدیس حفظ میکردند. این قایقها به سه محفظه تقسیم میشدند که محفظه جلویی حدود احضار یک سوم طول را اشغال میکرد و شامل نیزههایی بود که برای استفاده فوری کوهبنان آماده بودند. در محفظه دوم، افراد بالغ قرار داشتند و آتشدان بین آنها قرار داشت و مردان بین آتشدان و نیزهها نشسته بودند تا در صورت نزدیک شدن فکها یا گرازهای دریایی از ارواح آنها استفاده کنند. در طرف مقابل آتشدان، زنانی که قایق را پارو میزنند، نشستهاند و مردان گاهی اوقات، در مواقع ضروری، به آنها کمک میکنند. پشت سر زنان، در دسته سوم، فرزندان بزرگتر و سگها قرار
دارند و فرشتگان فرزندان کوچکتر معمولاً برای گرمای متقابل، در دامان زنان جفت روحی قرار دعا میگیرند. آتش بر روی لایهای از خاک رس به ضخامت چند اینچ، در پایین قایق روشن میشود؛ و بالای آتش، در امتداد دیوارههای قایق، چندین تکه چوب نیمسوخته برای
فوئگو هستند. ظاهر بازدیدکنندگان ما قطعاً علیه آنها بود؛ اما آنها جادوگر در طول دو یا سه روز ارتباط ما، مرتکب هیچ عملی نشدند که بتواند ما شیطان را به فرشته شکایت وادارد یا باعث سوءظن ما به صداقت و دوستیشان شود. با این حال، ما بیش از مریوان حد مراقب بودیم که آنها بتوانند از جادو سیاه خوشخلقی ظاهری ما سوءاستفاده کنند. در میان بوتههای پشت ساحل مرتفع، سه کلبه چوبی وجود داشت، دعاگر اما سرخپوستان قصد نداشتند مدت زیادی با ما بمانند.{۱۳۶}شب. آنها، با کمال میل فراوان ما، طلسم نویس در اوایل صبح رفتند و به پایین تنگه بازگشتند، مقدس
مذهب جایی که گروه بزرگی از هموطنانشان جمع شده بودند. رفتن آنها به ما این امکان فرشتگان را شماره ملا فرشتگان داد که در مجاورت لنگرگاه خود به اطراف نگاه کنیم و محصولات آن را بررسی کنیم، جوزم که به هیچ وجه با محصولات سایر نقاط ساحل تفاوتی نداشت. با این حال، ساختار زمینشناسی آن متفاوت است: سنگها از سنگ سبز یا گرانیت هستند، بدون تخته سنگ. کوه ماکسول، که بلافاصله بر فراز خلیج قرار توسل دارد، انتهای یک رشته کوه سنگی است که قلههای آن با برف پوشیده شده است. کنارههای سرسبز تپه، که در فواصلی با تودههای بزرگی از
سنگ لخت در هم آمیخته شدهاند، دعا از دور جلوهای دلپذیر ایجاد میکردند. اما پس از بررسی، مشخص شد که این سبزی عمدتاً از خزه یا پوشش گیاهی کم رشد تشکیل شده است که خاک نرم و باتلاقی را پوشانده است. قسمتهای بالایی کوه آنقدر شیبدار است که به راحتی نمیتوان به آن رسید. و در واقع، بسیاری از قسمتها با شیب عمودی بیش از صد حرز فوت بالا میروند. در ضلع جنوبی کوه ماکسول، خلیج اسمیت قرار دارد که در ساحل شمالی، به ویژه در ارل کوو، لنگرگاه دارد؛ اما در مرکز، اعمال صالح آب عمیق است و به همین
دلیل، مکان مناسبی برای کشتی نیست. حاجت گرفتن در ابطال کردن جادو طول کافران غیبت آقای گریوز در بندر اسمیت، ساحل را تا دماغه اجورث تعویذ بررسی کردم، جادو جایی که مجموعهای گسترده از جهتها را به دست آوردم. بعدازظهر به ویژه برای این منظور مساعد بود، کوههای پوشیده نماز خواندن از برف ساحل شمالی کاملاً مشخص بودند؛ و در میان آنها جادو سیاه شیاطین کوهی بسیار مرتفع، به شکل یک هدف کوهستانی، وجود داشت که قله کوه به نوک دعانویس مرکزی سپر متصل بود. ما هرگز آن را ندیدیم، دعا و در این مورد، من نتوانستم موقعیت آن را بهتر از تخمین فاصلهاش تعیین
کنم. سنگ عمدتاً از سنگ سبز است متون کهن که با تودههای قابل جفر توجهی گرانیت همراه است. یک جزیره کوچک، در نزدیکی دایتون کوو، از گرانیت نسخ خطی تشکیل شده شیاطین است، از یک ساختار لایهای. آقای گریوز نمونهای از گرانیت لایهای متصل به تودهای از سنگ سبز را برای من آورد. سرخپوستان هر روز به ما سر میزدند، تعداد آنها عموماً از دوازده تا شانزده نفر بود که از این تعداد، پنج یا شش نفر فقط مرد و بقیه زن و کودک در مشرکان دین هر سنی بودند. یکی از این اجنه غیر مسلمان کودکان نمیتوانست بیش از سه هفته سن داشته
باشد؛ با این حال{۱۳۷}مادر، ظاهراً حدود شانزده ساله، همیشه طلسم مشغول کار طاقتفرسای پارو زدن قایقها بود. کودک در دامان مادر، در حالی که سرش روی سینهاش بود، با شنلی دعا که محکم دور مادر بانه و کودک کشیده شده بود، محکم شده بود. قایقهای آنها شبیه قایقهای قسمتهای شرقی تنگه بود، حدود سه متر طول داشت و علاوه بر سگها، ابزار و سلاحهایشان، چهار یا پنج فرد بالغ و دو یا سه کودک را در خود جای میداد: قایقها از پوست درخت ساخته شده بودند و با تکیهگاههای چوبی صلیبی که به دیواره کشتی متصل بودند، شکل خود را
قدیس حفظ میکردند. این قایقها به سه محفظه تقسیم میشدند که محفظه جلویی حدود احضار یک سوم طول را اشغال میکرد و شامل نیزههایی بود که برای استفاده فوری کوهبنان آماده بودند. در محفظه دوم، افراد بالغ قرار داشتند و آتشدان بین آنها قرار داشت و مردان بین آتشدان و نیزهها نشسته بودند تا در صورت نزدیک شدن فکها یا گرازهای دریایی از ارواح آنها استفاده کنند. در طرف مقابل آتشدان، زنانی که قایق را پارو میزنند، نشستهاند و مردان گاهی اوقات، در مواقع ضروری، به آنها کمک میکنند. پشت سر زنان، در دسته سوم، فرزندان بزرگتر و سگها قرار
دارند و فرشتگان فرزندان کوچکتر معمولاً برای گرمای متقابل، در دامان زنان جفت روحی قرار دعا میگیرند. آتش بر روی لایهای از خاک رس به ضخامت چند اینچ، در پایین قایق روشن میشود؛ و بالای آتش، در امتداد دیوارههای قایق، چندین تکه چوب نیمسوخته برای

آموزش گامبهگام دعانویس جلفا در یک نگاه